على زمانى قمشه اى
116
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
درس مىگفتهاند . « 1 » چهار سال پس از بناى مدرسه ، الغ بيگ رصدخانهاى در سه طبقه ساخت . امّا در اوايل قرن دهم / شانزدهم به تحريك فقهاى قشرى ، اين بنا ويران شد و به تدريج از ميان رفت . محل دقيق آن تا سال 1908 كه و . ل . وياتكين باستانشناس بقاياى آن را يافت ، معلوم نبود . معلوم شد كه ، بر خلاف انتظار وياتكين ، آلت اصلى اين رصدخانه « سدس فخرى » بوده است نه ربع . خندقى به عرض تقريبى دو متر در امتداد نصف النهار بر تپهاى حفر شده بود و بخشى از قوس اين آلت در آن قرار داشت . بخشى از اين آلت كه باقىمانده ، و درون خندق قرار داشته ، متشكل از دو ديوار مرمرپوش است كه پنجاه و يك سانتيمتر از هم فاصل دارند . كاربرد اصلى سدس فخرى در تعيين ثابتهاى اصلى نجوم بود ، يعنى تمايل منطقة البروج نسبت به معدل النهار ، نقطهء اعتدال ربيعى ، طول سال اعتدالى و ثابتهاى ديگرى كه از رصد خورشيد به دست مىآيد . پس اين آلت براى رصد خورشيد عموما و رصد ماه و سيارات خصوصا ، ساخته شده بود ( يك قوس 60 [ براى اين كارها ] كافى است ) . آلات ديگرى رصدخانه عبارت بود از يك ذات الحلق ، يك ربع ديوارى و يك شامله ( آلتى كه هم كار اسطرلاب را انجام مىداد و هم كار ربع را ) . با استفاده از سدس فخرى در ظهر هر روز مىتوان ارتفاع نصف النهارى خورشيد ، فاصلهء آن از سمت الرأس و ميل آن را تعيين كرد ؛ و با استفاده از اين معلومات مىتوان عرض و تمايل دايرةالبروج را به دست آورد ، زيرا ميان عرض ، u p فاصله از سمت الرأس ? ? ? z ، و ميل ? ? ? a رابطهء معروف برقرار است . مثلا اگر 3
--> ( 1 ) . برگرفته از دائرةالمعارف بزرگ اسلامى ، ج 10 ، ص 36 ، ماده الغ بيگ .